گشت وگذار کوتاه و دلچسب آخر هفته ای، این بار منجیل

نویسنده : نجمه سبحانی     نوشته شده در : 20 دی 1396     بازدید : 427

حال و هوای تعطیلات آخر هفته طوریه که آدم دلش میخواد یه طبیعت دلچسب نزدیکی های شهر پیدا کنه و برای چند ساعت هم که شده از زندگی پر مشغله و روزمرگی هاش فاصله بگیره تا کمی ذهن و فکرش آروم بشه و بتونه با انرژی بیشتری هفته بعدش رو شروع کنه. البته که اکثر ما گاهاً این تعطیلات رو درگیر رفع و رجوع  کارهای عقب مونده هستیم و کم پیش میاد که یه فرصت ناب برای یه سفر کوتاه داشته باشیم.

اگر حوالی شهر قزوین باشید حتما میدونید که سد طالقان، دریاچه اوان و سد منجیل گزینه هایی هستن که برای یه مسافرت کوتاه پیشنهاد میشن، چون هم مسافت کوتاهی نسبت به شما دارند و همینطور بخاطر طبیعت بسیار زیبا شون میتونن احوالاتتون رو بهتر کنن.
بعد از جستجوهایی که تو فضای مجازی داشتم و اطلاعاتی که بدست آوردم متوجه شدم بهترین جا برای سفرم شهر منجیل هست، چون پس از یک ساعت و رب رانندگی تو مسیر آزادراه قزوین - رشت به شهر منجیل میرسم. تصوری که تا به اون روز از شهر منجیل توی ذهن بود، تصویر نیروگاه بادی ای بود که توی کتاب درسی چاپ شده بود و همیشه دلم میخواست یه روز این منظره رو از نزدیک ببینم. همینم باعث شد که شوقم رو برای این سفر بیشتر بشه.

صبح روز جمعه شد و بعد از چک کردن اوضاع و احوال ماشین به سمت آزادراه حرکت کردم. کوه های رنگ به رنگ اطراف جاده از همون ابتدای راه من رو سر ذوق آورده بود. شکل و طرح کوه ها لایه لایه بود و این حس رو به آدم القا میکرد که شاید قرن­های پیش این منطقه هم قسمتی از دریا بوده. مسیر ریلی قطار شمال کشور هم از لابلای این کوها به چشم میخورد. از اونجایی که من سفر کردن با قطار رو خیلی دوست دارم، تصور دیدن این کوه ها از پنجره های قطار اون قدر حس خوبی به من داد که همون جا با خودم عهد بستم حتما بعد از راه اندازی خط ریلی یکبار هم با قطار به سمت شمال برم تا شکوه این کوه ها رو از بالا دست بهتر احساس کنم.

رفته رفته داشت تصویر ذهنیم با پیدا شدن نیروگاه بادی منجیل به واقعیت تبدیل میشد و من داشتم با چشمای خودم این منظره رو از نزدیک می­دیدم. شاید درسته که میگن دخالت های انسانی در طبیعت منظره ها رو کمی از حالت بکر بودن خارج میکنه اما بنظر من اون دشت شکوهی خاصی داره که هیچ چیزی نمیتونه این زیبایی ازش بگیره. کم کم از پشت اون توربین های بادی منظره ای سر بیرون آورد که من رو مبهوت خودش کرد. سد منجیل که به روی رودخانه سفید رود بسته شده باعث تشکیل یه دریاچه آروم و زیبا شده که وقتی دارید از بالا دست وارد این شهر میشید نگاهتونو به سمت خودش میکشه و  طوری بنظر میرسه که انگار جاده به یه دریاچه ختم میشه. بعد از ورود به شهر مسیر دریاچه رو از مردم محلی جویا شدم و به سمتش حرکت کردم. مسیر طوری بود که خیلی راحت با ماشین تا کناره سد و دریاچه رفتم. با اینکه روز جمعه بود اما بخاطر سردی هوا فقط دو سه خانواده برای تفریح و استراحت اومده بودن و فضا آرامش خیلی خوبی داشت اونقد که صدای آب از فاصله چند متری خوب به گوش می­رسید. دیدن چند نفری که برای ماهیگیری کنار دریاچه بودن منظره رو هم زیباتر کرده بود. پهن کردن بساط یه ناهار ساده و شنیدن صدای آرامش بخش دریاچه روحم رو عجیب آروم کرده بود. دیدن شادی مرد ماهی فروشی که روزی زندگیش رو از میون دل سخاوتمند دریاچه صید کرده بود و به آنی همه ی ماهی هاش رو به یک مسافر فروخت من رو هم شادتر از قبل کرد. با خودم گفتم کاش دل ما آدم ها هم همینقدر سخاوتمند و پر مهر و محبت بود.زمان خیلی زود گذشت و هوا داشت رو به تاریکی میرفت وباید هر چه زودتر بساطم رو برای برگشتن جمع میکردم. از دریاچه که دور میشدم گاهی نگاهی به پشت سر مینداختم و با اینکه دل کندن از این همه زیبایی وصف ناشدنی برام سخت بود اما فکر به اینکه که روز فوق العاده خوبی رو برای خودم ساختم حس خوبی بهم می­داد. حالا اونقدر پر از انرژی های خوب بودم که منتظر شروع هفته و کار و تلاش دوباره و هر چه بیشتر برای زندگی و آینده بودم.

کاش که یاد بگیریم لذت  بی اندازه بردن از هر منظره طبیعی برای همه ما ممکنه اگر نگاهمون رو طوری رشد بدیم که زیبایی رو حتی در دیدن کوچک ترین چیزها مثل یک درخت که از پنجره اتاق دیده میشه ببینیم و بتونیم ازش لذت روحی ببریم.

آیا این خاطره را دوست داشتی؟ 73

نظرات شما

تا این لحظه نظری ثبت نشده، شما اولین نفری باشید که نظر خود را ثبت می کنید



پیشنهاد می‌کنیم با ما همراه باشید در

پیشنهاد سفر

ناشناخته‌هایی که شما معرفی کرده‌اید

معرفی باشما



ثبت نام
به جمع ما در گزمک بپیوندید

تا حالا عضو گزمک نشده اید ؟ اطلاعات خود را وارد کنید .